فتاب عشق در خاک
 | قونیه در ماتم مولوی   اهل قونیه از خرد و بزرگ در جنازه مولانا حاضرشدند و عیسویان و یهود نیز که صلح جویی و نیک خواهی وی را آزموده بودند به هم دردی
اهل اسلام شیون و فغان می کردند و شیخ صدرالدین برمولانا نماز خواند و از شدت بی خودی و درد نعره ای بزد و از هوش برفت 
بدیع الزمان فروزانفر
|
استاد بدیع الزمان فروزانفر در کتاب مولوی روز به خاک سپاری مولوی را این گونه به تصویر می کشد: "اهل قونیه از خرد و بزرگ در جنازه مولانا حاضرشدند و عیسویان و یهود نیز
که صلح جویی و نیک خواهی وی را آزموده بودند به هم دردی اهل اسلام شیون و فغان می کردند و شیخ صدرالدین برمولانا نماز خواند و
از شدت بی خودی و درد نعره ای بزد و از هوش برفت.
جنازه مولانا را به حرمت تمام برگرفتند و در تربت مبارک مدفون کردند و قاضی سراج الدین در برابر تربت مولانا این ابیات را برخواند:
کاش آن روز که در پای تو شد خار اجل
دست گیتی بزدی تیغ هلاکم برسر
تا در این روز جهان بی تو ندیدی چشمم
این منم برسر خاک تو که خاکم برسر."